عید فطر مبارک.

افسوس که ایام شریف رمضان رفت

سی عید به یک مرتبه از دست جهان رفت

افسوس که سی پاره این ماه مبارک

از دست به یکباره چو اوراق خزان رفت

ماه رمضان حافظ این گله به از گرگ

فریاد که زد از سر این گله شبان رفت

بی‌قدری ما چون نشود فاش در عالم

ماهی که شب قدر در او بود نهان رفت

 

 

 

خیال کن که غزالم...

 امسال توی احیای شب بیست و سوم یهو دلم هوای امام رضا کرد دوست داشتم یه پست جدید بذارم و تقدیمش کنم به آقا امام رضا.

 

 

خیال کن که غزالم ، بیا و ضامن من شو

بیا که آتش صیاد ، از زبانه بیفتد

 

الا غریب خراسان ، رضا مشو که بمیرد

اگر که مرغک زاری از آشیانه بیفتد

 

نشان گرفته دلم را، کمان ابروی ماهت

خدای را که مبادا، دل از نشانه بیفتد

 

دلم به کشتی کربت، به طوف لجّه غربت

چو از کرانه‌ی تربت، به بیکرانه بیفتد

 

شوم چو ابر بهاران، ز جوش اشک چو باران

که دانه دانه برآید، که دانه دانه بیفتد

 

جهان دل است و تو جانی، نه بلکه جان جهانی

کم سکندر و دارا، کزین فسانه بیفتد

 

خیال کن که غزالم، بیا و ضامن من شو

بیا که آتش صیاد، از زبانه بیفتد

 

الا غریب خراسان، رضا مشو که بمیرد

اگر که مرغک زاری از آشیانه بیفتد

 

لیالی قدر...

ای بنازم رحمتت کز دیده بارانی گرفت

در دلم شبهای احیایت چه طوفانی گرفت

اشکها بارید و قدری قلبها آرام شد

صیقلی شد سینه ها و خوب مهمانی گرفت

تیرگی های ضِلالت همچنان مغلوب ماند

سینۀ اهل هدایت فیض نورانی گرفت

هر دلی که پا به روی نفسِ شیطانی گذاشت

در همه رفتارها حالات رحمانی گرفت

باز هم از رحمتت تطهیر شد دلهای ما

از نگاه بخششت آیات ربّانی گرفت

صدقِ نیّت بهترین زینت برای مومن است

پاکدل اعمال صالح را به آسانی گرفت

کور دل آنکس که بر ((لاتقنطوا)) هم دل نداد

هرکه شد مأیوس کِی زین درد درمانی گرفت

هرکه شد بخشنده می بخشد خطای این و آن

ای خوش آن دستی که دستان مسلمانی گرفت

آنکه نیت کرد امام خویش را یاری دهد

این هدایت را یقین از ماه قرآنی گرفت

عهد ما این بود: ما یار ولایت می شویم

آخر ای دل حیدر از ما عهد و پیمانی گرفت

عهد ما آمادۀ روز شهادت بودن است

دین هر از گاهی ز اهل درد قربانی گرفت

یاد آن دروازه قرآنهای نورانی بخیر

آن زمانی که ز دست ما چه یارانی گرفت

بازهم سربند می بندیم یا نعم الامیر

کربلایی عهد می بندیم یا نعم النصیر

 

الهی دلی ده...

الهي دلي ده كه جاي تو باشد
لساني كه در آن ثناي تو باشد

الهي بده همّتي آنچنانم
كه سعيم وصول لقاي تو باشد

الهي چنانم كن از عشق سرمست
كه خواب و خورم از براي تو باشد

الهي عطا كن به فكرم تو نوري
كه محصول فكرم دعاي تو باشد

الهي عطا كن مرا گوش و قلبي
كه آن گوش ، پُر از صداي تو باشد

الهي چنان كن كه اين عبد مسكين
براي تو خواهد براي تو باشد

الهي عطا كن بر اين بنده چشمي
كه بينايي اش از ضياي تو باشد

الهي چنانم كن از فضل و رحمت
كه دائم سرم را هواي تو باشد

الهي چنانم كن از عيب خالي
كه هستيم محو و فناي تو باشد

الهي مرا حفظ كن از مهالك
كه هركار كردم رضاي تو باشد